تن ضمیمه
شاید پس از مدت ها دوری از فضای «عرفیات»، خوش یمن نباشد که با نقل قولی از رولان بارت، دفتر بگشایم.اما اجازه بدهید این گونه باشد.
تن متکثر
«کدام تن؟ ما چندین تن داریم.»(لذت متن). من یک تن گوارش گر دارم.یک تن تهوع آور دارم.تن سومی که میگرنی است و...عضلانی(دست نویسنده)، مزاجی، و به ویژه احساسی: که به جنبش در می آید، به هیجان می آید، افسرده می شود، یا مسرور می شود،یا مرعوب می شود، بی این که اصلا چیزی از خود بروز دهد. از این گذشته من تا حد دلباختگی، مسحور تن اجتماعی شده ام، تن اسطوره شناسانه، تن تصنعی( تن آداب و سنن ژاپنی)، و تن خود فروخته(تن هنر پیشه). و علاوه بر این تن های همگانی(ادبی، نوشتاری)، می توانم بگویم که من دوتن منطقه ای دارم: یک تن پاریسی(هشیار، خسته) و یک تن ییلاقی(آسوده، سنگین){رولان بارت نوشته رولان بارت ، ص ۷۸}
به پیروی از بارت باید بگویم تنی که این جا بروز می یابد، تنی ضمیمه ای است.- یعنی دوست دارم که این طور باشد -ضمیمه کلاس درس. مطالبی که یا نمی شود یا فرصت نمی شود که آنجا مطرح شود.من این جا به این تصریف، سخت باورانه، پای بسته ام که: انضم.ینضم.انضمام.
